wait لطفا صبر کنید
مراسم عزاداری شب ششم ماه محرم سال ۱۳۹۶
گزیده ای از متن سخنرانی



بسمه تعالی

سخنرانی شب ششم محرم ۱۳۹۶

حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت انسان براساس عقل است یا گرایشات؟

ببینید این یک سؤال مهم است که آیا ما راه‌های مان را واقعاً با عقل انتخاب می‌کنیم یا با دل‌مان؟ به نظر می‌آید آنچه واقعیت دارد و در قرآن و روایات هم ذکر شده است این است که انسان با گرایشاتش حرکت می‌کند نه با عقلش. خود عقل آدم هم به معنای این قوه‌ی تفکری تحت تأثیر دل و گرایش شخص است؛ دست قلب شخص است. به تعبیر روایات، عُمّال(کارگر) قلب است. این دِماغ(مغز) به تعبیر روایات و فکر و تفکر و ... اینها عمّال قلب هستند. [بسته به این است که] قلب چه بخواهد. [بعد، قلب به وسیله عقل] می‌گردد دنبال این‌که توجیهاتش را هم پیدا بکند. قلب اینجوری است. می‌گردد دنبال توجیهات. حالا اگر به تعبیر روایت حضرت امیر [توجه کنیم که می‌فرمایند:&#۱۷۱;کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیرٍ/حکمت ۲۱۱ نهج البلاغه&#۱۸۷; اگر عقلی اسیرِ دست هوای [نفس باشد و هوای نفس] امیر باشد، خب این همان هوای نفس را توجیه می‌کند.

صوت مراسم

لطایف قرآنی - حاج آقا روحانی - شب ششم - محرم 1396

قرائت قرآن - آقای سعیدی - شب ششم - محرم 1396

سخنرانی - حجت الاسلام قاسمیان - شب ششم - محرم 1396

روضه پایانی - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

روضه - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

روضه - حجت الاسلام قاسمیان - شب ششم - محرم 1396

شور - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

شور - کربلایی محمدرضا رجبی فر - شب ششم - محرم 1396

تک - کربلایی محمدرضا رجبی فر - شب ششم - محرم 1396

دودمه - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

سنگین2 - کربلایی محمدرضا رجبی فر - شب ششم - محرم 1396

سنگین1 - کربلایی محمدرضا رجبی فر - شب ششم - محرم 1396

سنگین - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

زمینه - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

فیلم مراسم

تصاویر مراسم

قرائت قرآن - آقای سعیدی - شب ششم - محرم 1396

سخنرانی - حجت الاسلام قاسمیان - شب ششم - محرم 1396

روضه پایانی - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

روضه - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

روضه - حجت الاسلام قاسمیان - شب ششم - محرم 1396

شور - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

شور - کربلایی محمدرضا رجبی فر - شب ششم - محرم 1396

تک - کربلایی محمدرضا رجبی فر - شب ششم - محرم 1396

دودمه - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

سنگین2 - کربلایی محمدرضا رجبی فر - شب ششم - محرم 1396

سنگین1 - کربلایی محمدرضا رجبی فر - شب ششم - محرم 1396

سنگین - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396

زمینه - حاج احمد عباسی - شب ششم - محرم 1396






بسمه تعالی

سخنرانی شب ششم محرم ۱۳۹۶

حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت انسان براساس عقل است یا گرایشات؟

ببینید این یک سؤال مهم است که آیا ما راه‌های مان را واقعاً با عقل انتخاب می‌کنیم یا با دل‌مان؟ به نظر می‌آید آنچه واقعیت دارد و در قرآن و روایات هم ذکر شده است این است که انسان با گرایشاتش حرکت می‌کند نه با عقلش. خود عقل آدم هم به معنای این قوه‌ی تفکری تحت تأثیر دل و گرایش شخص است؛ دست قلب شخص است. به تعبیر روایات، عُمّال(کارگر) قلب است. این دِماغ(مغز) به تعبیر روایات و فکر و تفکر و ... اینها عمّال قلب هستند. [بسته به این است که] قلب چه بخواهد. [بعد، قلب به وسیله عقل] می‌گردد دنبال این‌که توجیهاتش را هم پیدا بکند. قلب اینجوری است. می‌گردد دنبال توجیهات. حالا اگر به تعبیر روایت حضرت امیر [توجه کنیم که می‌فرمایند:] &#۱۷۱;کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیرٍ/حکمت ۲۱۱ نهج البلاغه&#۱۸۷; اگر عقلی اسیرِ دست هوای [نفس باشد و هوای نفس] امیر باشد، خب این همان هوای نفس را توجیه می‌کند.

[بگذارید جور دیگر بگویم]. شما الآن چه میخواهید؟ شما بگویید تا من توجیهاتش را به شما بگویم. اگر شما می‌خواهید زاهدانه زندگی بکنید برایتان یک عالمه آیه و روایت می‌آورم. [اگر هم] می‌خواهید زاهدانه زندگی نکنید، [باز] هم برایتان یک عالمه آیه و روایت می‌آورم. بستگی دارد که [قلب‌تان] چه می‌خواهد الان؟

[مثلاً می‌گوید:] &#۱۷۱;قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّـهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ/اعراف آیه۳۲&#۱۸۷; چه کسی این حلال‌های خدا را حرام کرده است؟ [یا این‌که] گفته‌اند توانگر برابر توانگری خودش [می‌تواند] هزینه کند: &#۱۷۱;لِیُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ/طلاق آیه۷&#۱۸۷; و روایات ذیل‌ این آیه را نگاه کنید. خلاصه بستگی دارد که دل‌تان چه می‌خواهد؟ این را به من بگو تا من بگردم و در آیات و روایات توجیهات آن را پیدا بکنم.

قرآن به همین خاطر است که اینقدر درباره قلب تأکید می‌کند. می‌گوید &#۱۷۱;أَفَمَن شَرَحَ اللَّـهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ/زمر آیه۲۲&#۱۸۷;، یک عده هستند که کلاً این‌ها سینه‌شان باز است برای فهم معارف دین. &#۱۷۱;فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ/زمر آیه۲۲&#۱۸۷;، [این شخص] روی نورانیت حرکت می‌کند. با شناخت حرکت می کند. می‌فهمد و حرکت می‌کند. می‌بیند و حرکت می‌کند. ولی بعضی‌ها هم هستند که &#۱۷۱;مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا/نحل آیه۱۰۶&#۱۸۷;. سینه‌هاشان باز است برای فهم معارف کفرآمیز. [این افراد] کلاً توی شبهه زندگی می‌کنند. یعنی خلاصه هر حرف کفرآمیزی باشد، می‌بینی روی ذهن او سریع جذب می‌شود. به قولی "شرح صدر للکفر" دارد.

بعد به اشتباه ما این‌ها را نسبت می‌دهیم که فلانی فهمش این است و فلانی فهمش آن است. می‌آیند سوال می‌کنند که حاج آقا خب طرف به این نتیجه کفرآمیز رسیده است. مثلاً آن فیلسوف غربی گفته است اگر من رفتم روز قیامت و دیدم خدایی هست(که البته می‌گویم نیست) می‌گویم که من [در دنیا با عقلم به وجود خدا] نرسیدم. فکر هم می‌کند که این احتجاج، احتجاج درستی هست. بنده قسیم النار و الجنه نیستم، ولی خدایی این حرف زشت و ضایعی هست. خدا یک شاقول فطرتی در شخص گذاشته است، یک کتابی در طرف گذاشته است و یک خطوطی در طرف گذاشته است که خطوطش را با مداد و خودکار ننوشته است، بلکه حکاکی روی سنگ کرده‌است. یعنی نمی‌تواند عوضش بکند. این حرف قرآن است. این آیه‌ی مهم سوره مبارکه روم می‌فرماید: &#۱۷۱;فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّـهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّـهِ ۚ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ/روم آیه۳۰&#۱۸۷;. انسان یک شاقولی دارد که این شاقول خودش دین‌شناس هست. ارزش آدم را پایین نیاور در حدّ حیوانات، در حد گیاهان، در حد جمادات. خداوند به هفت چیز قسم خورده است که این نفس یک چیزهایی به آن ملهَم(الهام شده) است. &#۱۷۱;بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا/شمس آیه۱تا۸&#۱۸۷;. خداوند فجور و تقوای این [انسان] را به او الهام کرده‌است. &#۱۷۱;قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا/شمس آیه۹&#۱۸۷;. به رستگاری می‌رسد کسی که این را رشد و تزکیه بدهد. &#۱۷۱;وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا/شمس آیه۱۰&#۱۸۷;. یعنی نمی‌توانی آن را عوض بکنی. فقط می‌توانی با آن دسیسه بکنی یا می‌توانی لگدکوبش بکنی ولی نمی‌توانی خطوطش را از بین ببری. ما این‌طوری هستیم. اینطوری نگو که طرف به این نتیجه رسید یا نرسید. اینقدر قضیه رو شیرتوشیر و بی‌قاعده نکن. اینجوری نیست. [هرکسی] به آن خطوط کلی دین حتماً باید برسد. این همان چیزی است که فطرت ماست، نورانیّت قلب ماست و به تعبیری همان قلبِ سلیم (در مقابل قلب های مریض که قرآن می‌گوید) است.

باید به این مجالس بیاییم تا یقینمان افزایش یابد

اصلا این مجالس برای همین است که فهم هامون بالا برود، در پیش همدیگر باشیم و یقین‌هایمان زیاد بشود. می‌آمدند پیشِ امام باقر(ع) می‌گفتند که: یابن‌رسول‌الله! ما اصلا می‌آییم پیش شما همینجوری یقینمان بالا می‌رود. این [مجالس] جاهایی است که مورد عنایتِ امام صادق(ع) است، مورد عنایت حضرت زهرا(س) است. می‌خواهی یقینت را ببری بالا، باید بیایی توی این مجالس، اینجوری نیست که شما همه‌اش کار علمی بکنی و بتوانی به نتیجه برسی؛ می‌بینی یک عالمه کارِ علمی می‌کنی ولی به نتیجه هم نمی‌رسی. [با فقط کار علمی] قلبِ کسی نورانی نمی‌شود، باید بیاییم توی این مجالس [تا] این ارواح[مان در این مسجد،] زیر خانه‌ی خدا به یکدیگر بتابد، در خانه‌ی خدا قرار بگیریم، در محضرِ امام معصوم قرار بگیریم [تا قلبمان نورانی بشود].

هر که خواهد همنشینی خدا / کو نشیند در حضور اولیا

در درونشان صد قیامت نقد هست / کمترین آن که شود همسایه مست

آدم پیشِ عالم می‌رود، یکدفعه می‌بیند که عه! معارفی که [این عالم] دارد می‌گوید همان‌هایی را که تو بلدی دارد می‌گوید، ولی دارد باورپذیر می‌شود. [این عالم] یقین خودش را دارد مثلِ خون به رگ‌های شما تزریق می‌کند، لذا باید برویم پیشِ اولیای خدا، باید بیایم توی این مجالس، باید به این مجالس بیایید و بروید، بچه‌هایتان رو چطوری تربیت کنید؟ بچه‌تان را هم تو همین مجالس بیارید و ببرید. سرِ سفره‌ی حلال بنشانیدشان، بعد هم تو این مجالس بیاورید تا همین‌جا بچرخد، در این مجالس [حضور داشته باشد] تا آن معارف درست، آن محبت به او القا بشود. لذا ما دنبال حکمت هستیم، دنبال نورانیّت قلبیم، دنبالش باید بریم، [در پیشِ اولیاء خدا و این مجالس] دنبالش باید بگردیم.

نمی دانیم نداریم! روش قرآن این نبوده است

نمی دانیم نداریم! روش قرآن این نبوده است، اگر به آیات قرآن نگاه کنیم، [می‌بینیم] تمام گروه هایی که در قرآن کسانی که به عنوان دشمن دین و [دشمنِ] خدا معرفی می‌شوند، همگی جزء افرادی بوده‌اند که همه چیز را می‌دانسته‌اند. هیچ مثالی در قرآن نیست که کسی نمی‌دانسته و مثلاً درگیر ماجرا شده است. همگی مشکل از قلبشان است. شاید کسی مشکل قلبی‌اش در کلکچال معلوم نشود ولی در دماوند(با ارتفاع بیشتر) مشخص می شود!

ربیع بن خثیم کوفی معروف به خواجه ربیع، که مشخص نیست شیخ بهایی چه ارادتی به وی داشته که آن چنان مرقدی برایش درسته کرده، این شخص معلوم است که روی قلب خود کار نکرده است. در حد دماوند نبوده است! از افرادی بوده است که شب‌ها در قبر می خوابیده و با خدا راز و نیاز می کرده است. اما در جنگ صفّین به خدمت امام علی(ع) می‌رسد و می‌گوید: انا شککنا فی القتال(من در قتال(جنگ) شک کردم)، من را به سر حدات(نقاط دوردست که جنگ نیست) بفرست...(قلبش در حد کلکچال بود،آدمِ دماوند نبود).

گاهی انسان گرفتار خانواده‌اش می‌شود. طرماح شاعر، [که شاعر] اهل بیت [بوده]، کسی بوده که گفت [امام حسین!] اجازه بده تا از همین ATM برم پول را واریز بکنم و بیایم! وقتی برگشت سر امام حسین(ع) بالای دار بود.

روی قلب باید کار کرد. باید قلب نورانی شود. این گونه نیست که اگر تنها روی ذهن کار کردیم کافی‌ست. بلکه در بزنگاه ها کم می‌آورد. اگر قلب کم نیاورد؛ نیت کم نیاورد، [دیگر مشکلی نیست]. حضرت می‌فرماید &#۱۷۱;ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمّا قَوِیَتْ عَلَیْهِ النِّیَّةُ&#۱۸۷;، بدن ضعیف نیست هرجاکه نیت قوی است.

قرآن هر جا [از دشمنان دین و خدا] نقل می‌کند، می‌گوید او می‌دانست! چند مثال بزنیم. یهودیان کسانی بودند که به واسطه‌ی کاهنان‌شان به مدینه آمده بودند و قرآن می گوبد: &#۱۷۱;وَکَانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا/بقره آیه ۸۹&#۱۸۷;، یعنی از قبل با مشرکین در حال استفتاح بودند، [بحث می‌کردند] که بگذار امام زمان ما بیاید...! و از قبل قلعه‌های خیبر را ساخته بودند برای پایگاه نظامی امام زمان، امّا &#۱۷۱;فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ/بقره آیه ۸۹&#۱۸۷;، بعد دیدند پیامبر آمده، اما حرفش نژادی نیست. &#۱۷۱;وَمِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لَا یَعْلَمُونَ الْکِتَابَ إِلَّا أَمَانِیَّ/بقره آیه ۷۸&#۱۸۷;. قرآن می‌گوید [حق] نه به آرزوهای شماست نه به آرزوهای اهل‌کتاب. &#۱۷۱;لَیْسَ بِأَمَانِیِّکُمْ وَلَا أَمَانِیِّ أَهْلِ الْکِتَابِ/ نساء- آیه ۱۲۳&#۱۸۷;، حالا ببینیم امام زمان(عج) بیاید ما چه می‌کنیم؟ و قرآن می‌گوید آنها طوری پیامبر(ص) را می‌شناختند که [فرزندانشان را می‌شناختند] &#۱۷۱;یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ/بقره- آیه ۱۴۶&#۱۸۷;، و &#۱۷۱;وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا/ نمل- آیه۱۴&#۱۸۷;، در عین یقین مخالفت می کردند، بنابراین یقین هم به تنهایی کافی نیست.

مثالی دیگر، فرعون به حضرت موسی می گوید: &#۱۷۱;إِنِّی لَأَظُنُّکَ یَا مُوسَى مَسْحُورًا/اسراء- آیه ۱۰۱&#۱۸۷;، به نظر من تو[ی موسی] سحر شده ای! موسی در جواب می‌گوید: &#۱۷۱;عَلِمْتَ مَا أَنْزَلَ هَؤُلَاءِ إِلَّا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّی لَأَظُنُّکَ یَا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا/اسراء- آیه۱۰۲&#۱۸۷; تو همه چیز را می‌دانی، می‌دانی این معجزه است و از جانب خداست، و می‌دانی معجزه بصائر است یعنی بصیرت‌زاست. اما من گمانم در مورد تو این است که تو هلاک شده ای!

مثال دیگر شیطان &#۱۷۱;خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ/آیه ۱۲ سوره‌ی اعراف&#۱۸۷; بنابراین خالقیّت خدا را قبول دارد هم در مورد خودش و هم در مورد انسان. و می گوید: &#۱۷۱;فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ/ص- آیه ۸۲&#۱۸۷; بنابراین عزّت خداوند را هم قبول دارد. سپس می گوید &#۱۷۱;فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ/ص- آیه۷۹&#۱۸۷; بنابراین معاد را هم قبول دارد. پس اصولِ دینش کامل است! همچنین می گوید &#۱۷۱;لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ/اعراف- آیه۱۶&#۱۸۷; پس صراط مستقیم را هم قبول دارد. می‌داند صراطِ مستقیمی هست اما نمی خواهد از آن برود.

منافق امر به منکر و نهی از معروف می کند، مگر می شود؟!

ببینید یک آیه‌ای در قرآن است، این آیه، آیه‌ی عجیبی است. می‌گوید &#۱۷۱;منافقین&#۱۸۷; و &#۱۷۱;منافقات&#۱۸۷; چه کسانی بودند؟ &#۱۷۱;الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ ۚ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ/توبه-۶۷&#۱۸۷;. مفسّرین گفته‌اند این‌هایی که &#۱۷۱; یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ &#۱۸۷; امر به منکر می‌کنند و &#۱۷۱; وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ&#۱۸۷; نهی از معروف می‌کنند، [مسفّرین] گفته‌اند مگر می‌شود؟ [مگر ممکن است] یک چیزی که شناخته شده است، معروف است، خوب است [خلاف آن دستور داد؟ یا مثلاً] بگوییم که بیا برویم دزدی الآن! اصلاً مگر می‌شود این‌ها را امر و نهی کرد، یا نهی از معروف کرد.

مفسّرین به آن دقت کردند، گفتند دقتش می‌دانی در چه است؟ دقتش در اینجا است که جایِ معروف و منکر عوض می‌شود. [منافقین] یک کاری می‌کنند، یک برنامه‌ای [می‌ریزند]، یک تدبیری می‌کنند که جای معروف و منکر عوض می‌شود. ارزش‌ها منقلب می‌شود. بگذارید از زمان ائمّه(ع) بگویم. ما الآن نشستیم می‌گوییم زمان پیامبر [اینطور بوده است آنطور بوده است]، شخصیت‌ها[ی بزرگ] را نام می‌بریم، حال می‌کنیم، عشق می‌کنیم، صلوات می‌فرستیم، آقا دمشون گرم، اسمِ بچه‌هایمان را می‌گذاریم به اسمِ آن‌ها؛ شما می‌دانید در زمان اهل‌بیت(ع) گاهی کار به آنجایی می‌رسید که اسمِ اسب و استرشان را می‌گذاشتند اسمِ اهل‌بیت(ع). طرف می‌گفت من رفتم شام، دیدم همه‌ی اسم‌ها غیر اهلِ‌بیتی است، گفتم این‌ها چرا اینجوری‌‌اند؟ خوب این‌ها چرا یک [اسمِ] علی‌ای، حسنی، حسینی، این‌ها را ندارند. دیدم یک نفر دارد اسم بچه‌[هایش] را دارد صدا می‌زند حسن و حسین، گفتم آقا من تشکر می‌کنم از این اسم‌گذاریِ شما. گفت آره بابا، این آدم‌های نفهم اسمِ این قدّیس‌ها را می‌گذارند روی بچه‌هایشان بعد فحش می‌دهند به بپه‌هایشان، من اسم این‌ها را گذاشتم حسن و حسین بتوانم فحش بدهم؛ انقلاب ارزش‌ها.

ابوذر، که ما امروز اسمِ بچه‌هایمان را می‌گذاریم ابوذر و حال می‌کنیم، ابوذر آدمِ ضایعِ سیستم هست، [انگار دارد در جامعه که همه با پا راه می‌روند] با دست‌هایش راه می‌رود، اینقدر ابوذر ضایع است. همه می‌گفتند این چرا اینجوریه؟ معاویه نامه می‌نویسد به خلیفه‌ی سوم ، می‌گوید این چه کسی است که فرستادی این‌جا؟ اصلاً نظمِ جامعه را به هم زده است، اصلاً این [ابوذر] نظم نمی‌فهمد، نظم جامه‌ی ما را به هم ریخته است. [ابوذر] را برمی‌گرداند، می‌بیند این [ابوذر] قابلِ تحمل نیست. بخشنامه دولتی می‌کنند که این [ابوذر] را باید بفرستی ربذه، کسی هم بدرقه‌اش نرود. احدالناسی بدرقه‌ی ابوذری که عزیزکرده‌ی پیغمبر است نمی‌رود، فقط چهار نفر می‌روند، امیرالمؤمنین(ع)، امام حسن مجتبی(ع) امام حسین(ع) و عمّار، این‌ها می‌روند. تازه مگر این [چهار نفر] کارِ خوبی دارند می‌کنند [از نظر جامعه]؟ نه، در آن سیستم کارِ خوبی نمی‌کنند این‌ها. مروان می‌آید، [به امام علی(ع)] می‌گوید: علی مگر نشنیدی؟ مگر بخشنامه‌ی دولتی حکومت اسلامی را نخواندی؟ امام(ع) می‌گوید چرا. می‌گوید: پس چرا اجرا نکردی؟ تو دیگر الآن یاغی هستی. امام علی(ع) می‌گوید: من حرف پیمبر را دارم گوش می‌‌کنم که گفتند هیچ موقع نگذارید ابوذر غریب باشد. ابوذر [در آن جامعه] آدم ضایعی است. این آدم ضایعِ وحدت‌شکنِ بی‌خودِ نفله‌ی جامعه است، بعد چه کسی خوب است؟ آن مروان [است]. خوبه‌ی داستان مروان است. مروان است که دارد به [امام علی(ع)] تذکر می‌دهد. مروان کی هست حالا؟ مروان کسی هست که فدک دستش است، مروان کسی است که خمسِ غنائم آفریقا دستش است، چرا؟؟ ژنش خوب است!! ژنِ مروان خوب است بابا، مروان‌بن‌حکم‌بن‌عاص است، کم چیزی نیست، جامعه به جایی می‌رسد که به ابوذر می‌گویند تو چرا اینجوری می‌کنی؟ تو چرا داد می‌زنی؟ [ابوذر] تو مشکلت چی است که داری داد می‌زنی؟ کسی به مروان نمی‌گوید که: مروان! بی‌پدر، تو چرا آخه داری اموال را بالا می‌کشی؟ کسی این را نمی‌گوید. این می‌شود انقلاب ارزش، یعنی جای معروف و منکر عوض می‌شود. [گفته می‌شود] که: کارگر! تو چرا داد می‌زنی اعتراض می‌کنی، چرا این کارها را داری می‌کنی؟ تو نمی‌دانی ما در مقطع حسّاسِ کنونی! هستیم و در یکی از نقاط عطف انقلابیم(که معلوم نیست این نمودارش چجوری هست که اینقدر دارای نقطه‌ی عطف هست!). کسی [به آن مسئول اشرافی] نمی‌گوید تو چرا اینطوری هستی. چه سیاسی چه اجتماعی. اگر یک دختر پسری بروند یک گوشه‌ای حمد و سوره‌ی هم را درست کنند!! کسی چیزی نمی‌گوید، چیز بدی نیست که، [اما] اگر یک دختر پسری در سنین کم بروند ازدواج بکنند می‌گویند که: تو مگر هولی؟ [این] می‌شود انقلاب ارزش.