wait لطفا صبر کنید
شب یازدهم رمضان ۱۳۹۷ - حجت‌الاسلام قاسمیان
گزیده ای از متن سخنرانی



به نام خدا

حجت الاسلام قاسمیان

سحر ۱۱ رمضان یک شنبه ۶ خرداد

روایتی هست از معلی بن خنیس، از شاگردان خوب امام صادق (ع) که میگوید رفتم خدمت حضرت پرسیدم که "ما حق المسلم على المسلم؟"، حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ حضرت میفرمایند که "له سبعه حقوق واجبات، ما منهنّ حق إلاّ وهو علیه واجب؛ إِن ضیَّع منها شیئاً خرج من ولایه الله وطاعته، ولم یکن لله فیه نصیب"، هفت حق واجب دارند، اگر کسی این هفت تا را رعایت نکند از تحت ولایت خدا و به عبارتی از تحت ولایت ما خارج میشود. ببینید اشک و آه و ناله و مناجات و نماز شب سر جای خودش، خوب است، درست است، نیکو است، توصیه شده است ولی حقوق مؤمنین بر همدیگر این خودش یک فایلی است برای خودش. که اگر کسی میخواهد تحت ولایت ائمه باشد و ائمه نظر خاص راجع به او داشته باشند حقوق مؤمنین را نسبت به همدیگر باید رعایت کند. بعد معلی بن خنیس میگوید که اینها چه هستند؟ حضرت به او میگویند ولش کن، میگویم نمیتوانی انجام بدهی. انجام نمیدهید بعد مشکلساز میشود. اصرار میکند. حضرت اینها را میشمارند. حالا من اولین آن را خدمت شما میگویم. "ایسر حق منها أن تحب لاَخیک المسلم ما تحب لنفسک، وتکره له ما تکره لنفسک"، آن چیزی که خودت برای خودت میپسندی برای او هم بپسند، برای او نمیپسندی برای خودت هم نپسند، برای خودت هم نمیپسندی برای او نپسند. خودت میپسندی کسی به ناموست نگاه کند؟ نه. به ناموس مردم نگاه نکن. خودت میپسندی کسی مالت را بخورد؟ نه. خودت میپسندی که کسی پشت سر تو بشیند غیبتت را بکند، زیرآبت را بزند؟ نه. تو هم زیرآب ملت را نزن. پشت سرش حرف نزن. این تازه میگویند ساده ترینش هست. این داستان را هم بگویم داستان قشنگی است. در کافی هست شاید خوانده باشید یا دیده باشید یا شنیده باشید. که یک کشاورزی از اهواز میرود خدمت امام صادق (ع). میگوید که این حاکم اهواز یک مالیات سنگین ده هزار درهمی به ما بسته است. من اصلا ندارم بدهم، اشتباه کرده است اصلا، من اصلا اینقدر پول ندارم. حضرت میفرمایند به من چه؟ من چه کار کنم الآن. میگوید حاکم اهواز نجاشی است که از مریدان خودتان است. حضرت میفرمایند یک برگه کاغذ بیاورید. یک برگه کاغذ میآورند حضرت یک جمله مینویسند. مینویسند "سُرَّ أَخَاکَ یَسُرَّکَ اللهُ "، برادرت را خوشحال کن، خدا خوشحالت میکند. میبرد و میدهد به والی اهواز. نگاه میکند، خط امام را میشناخته، میگذارد روی چشم، میبوسد. میگوید حالا کارت چیست؟ میگوید یک مالیات اینطوری شما به ما بستهاید من اصلا ندارم همچین مالیاتی بدهم. اصلا اشتباه کردی. به آن دیوانسالارش میگوید بلند شو بیا ببینم. بیا برگه برگهها را بیاور. میگوید که این مالیات امسال تو با من. خوشحال شدی؟ (چون حضرت گفته بودند خوشحالش کن). میگوید بله خیلی خوشحال شدم. میگوید مالیات سال بعدت هم با من. خوشحال شدی؟ میگوید بله خیلی خوشحال شدم. میگوید به یمن و برکت این که روی این فرش این نامهی مولایم را به من دادی، فرش را بردار ببر. خوشحال شدی؟ میگوید بله خیلی خوشحال شدم. دستور میدهد یک مرکب (ماشین) هم به او بدهند (همه را از اموال شخصی خودش میدهد)، میگوید خوشحال شدی؟ میگوید بله خیلی خوشحال شدم. دارد میرود والی به او میگوید از این به بعد هم هر وقت کار داشتی بیا پیش خودم. خوشحال شدی؟ گفت بله. بعد معلی سال بعدش زیارت میرود پیش امام صادق. جریان نجاشی را تعریف میکند. میگوید اینجوری کرد و ... . همینطور که میگوید صورت امام هی دارد باز میشود. بعد میگوید یابن رسول الله به من داده نه به شما. شما ظاهرا خیلی خوشحالید. حضرت میفرمایند چه میگویی؟ "لَقَدْ سَرَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ"، خدا را خوشحال کرده، رسول خدا را خوشحال کرده. یعنی اگر کاری از دستمان بر میآید در جایی که مؤمنین را خوشحال بکنیم این کار را دریغ نکنیم. اینها آدم را تحت ولایت ائمه باقی میگذارد. یعنی ائمه غیر از اشک و آه و ناله و روزه و مناجات و نماز شب و اینها، یک چیز خیلی مهم که میخواهند همین حقوق هاست که به همدیگر داریم. خوشحال کنیم همدیگر را ولو به جمله ای، به کار راه انداختنی. اینها در نظر اهل بیت خیلی بالاست. همین یک جمله، "سُرَّ أَخَاکَ یَسُرَّکَ اللهُ ". برادرت را خوشحال کن خدا خوشحالت میکند.

صوت مراسم

شب یازدهم رمضان 1397 - حجت‌الاسلام قاسمیان - نکته اخلاقی

شب یازدهم رمضان 1397 - حجت‌الاسلام قاسمیان - روضه

شب یازدهم رمضان 1397 - حجت‌الاسلام قاسمیان - مناجات

شب یازدهم رمضان 1397 - حجت‌الاسلام قاسمیان - دعای ابوحمزه ثمالی

فیلم مراسم

شب یازدهم رمضان 1397 - حجت‌الاسلام قاسمیان - تصویری
تصاویر مراسم

شب یازدهم رمضان 1397 - حجت‌الاسلام قاسمیان - روضه

شب یازدهم رمضان 1397 - حجت‌الاسلام قاسمیان - مناجات

شب یازدهم رمضان 1397 - حجت‌الاسلام قاسمیان - تصویری





به نام خدا

حجت الاسلام قاسمیان

سحر ۱۱ رمضان یک شنبه ۶ خرداد

روایتی هست از معلی بن خنیس، از شاگردان خوب امام صادق (ع) که میگوید رفتم خدمت حضرت پرسیدم که "ما حق المسلم على المسلم؟"، حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ حضرت میفرمایند که "له سبعه حقوق واجبات، ما منهنّ حق إلاّ وهو علیه واجب؛ إِن ضیَّع منها شیئاً خرج من ولایه الله وطاعته، ولم یکن لله فیه نصیب"، هفت حق واجب دارند، اگر کسی این هفت تا را رعایت نکند از تحت ولایت خدا و به عبارتی از تحت ولایت ما خارج میشود. ببینید اشک و آه و ناله و مناجات و نماز شب سر جای خودش، خوب است، درست است، نیکو است، توصیه شده است ولی حقوق مؤمنین بر همدیگر این خودش یک فایلی است برای خودش. که اگر کسی میخواهد تحت ولایت ائمه باشد و ائمه نظر خاص راجع به او داشته باشند حقوق مؤمنین را نسبت به همدیگر باید رعایت کند. بعد معلی بن خنیس میگوید که اینها چه هستند؟ حضرت به او میگویند ولش کن، میگویم نمیتوانی انجام بدهی. انجام نمیدهید بعد مشکلساز میشود. اصرار میکند. حضرت اینها را میشمارند. حالا من اولین آن را خدمت شما میگویم. "ایسر حق منها أن تحب لاَخیک المسلم ما تحب لنفسک، وتکره له ما تکره لنفسک"، آن چیزی که خودت برای خودت میپسندی برای او هم بپسند، برای او نمیپسندی برای خودت هم نپسند، برای خودت هم نمیپسندی برای او نپسند. خودت میپسندی کسی به ناموست نگاه کند؟ نه. به ناموس مردم نگاه نکن. خودت میپسندی کسی مالت را بخورد؟ نه. خودت میپسندی که کسی پشت سر تو بشیند غیبتت را بکند، زیرآبت را بزند؟ نه. تو هم زیرآب ملت را نزن. پشت سرش حرف نزن. این تازه میگویند ساده ترینش هست. این داستان را هم بگویم داستان قشنگی است. در کافی هست شاید خوانده باشید یا دیده باشید یا شنیده باشید. که یک کشاورزی از اهواز میرود خدمت امام صادق (ع). میگوید که این حاکم اهواز یک مالیات سنگین ده هزار درهمی به ما بسته است. من اصلا ندارم بدهم، اشتباه کرده است اصلا، من اصلا اینقدر پول ندارم. حضرت میفرمایند به من چه؟ من چه کار کنم الآن. میگوید حاکم اهواز نجاشی است که از مریدان خودتان است. حضرت میفرمایند یک برگه کاغذ بیاورید. یک برگه کاغذ میآورند حضرت یک جمله مینویسند. مینویسند "سُرَّ أَخَاکَ یَسُرَّکَ اللهُ "، برادرت را خوشحال کن، خدا خوشحالت میکند. میبرد و میدهد به والی اهواز. نگاه میکند، خط امام را میشناخته، میگذارد روی چشم، میبوسد. میگوید حالا کارت چیست؟ میگوید یک مالیات اینطوری شما به ما بستهاید من اصلا ندارم همچین مالیاتی بدهم. اصلا اشتباه کردی. به آن دیوانسالارش میگوید بلند شو بیا ببینم. بیا برگه برگهها را بیاور. میگوید که این مالیات امسال تو با من. خوشحال شدی؟ (چون حضرت گفته بودند خوشحالش کن). میگوید بله خیلی خوشحال شدم. میگوید مالیات سال بعدت هم با من. خوشحال شدی؟ میگوید بله خیلی خوشحال شدم. میگوید به یمن و برکت این که روی این فرش این نامهی مولایم را به من دادی، فرش را بردار ببر. خوشحال شدی؟ میگوید بله خیلی خوشحال شدم. دستور میدهد یک مرکب (ماشین) هم به او بدهند (همه را از اموال شخصی خودش میدهد)، میگوید خوشحال شدی؟ میگوید بله خیلی خوشحال شدم. دارد میرود والی به او میگوید از این به بعد هم هر وقت کار داشتی بیا پیش خودم. خوشحال شدی؟ گفت بله. بعد معلی سال بعدش زیارت میرود پیش امام صادق. جریان نجاشی را تعریف میکند. میگوید اینجوری کرد و ... . همینطور که میگوید صورت امام هی دارد باز میشود. بعد میگوید یابن رسول الله به من داده نه به شما. شما ظاهرا خیلی خوشحالید. حضرت میفرمایند چه میگویی؟ "لَقَدْ سَرَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ"، خدا را خوشحال کرده، رسول خدا را خوشحال کرده. یعنی اگر کاری از دستمان بر میآید در جایی که مؤمنین را خوشحال بکنیم این کار را دریغ نکنیم. اینها آدم را تحت ولایت ائمه باقی میگذارد. یعنی ائمه غیر از اشک و آه و ناله و روزه و مناجات و نماز شب و اینها، یک چیز خیلی مهم که میخواهند همین حقوق هاست که به همدیگر داریم. خوشحال کنیم همدیگر را ولو به جمله ای، به کار راه انداختنی. اینها در نظر اهل بیت خیلی بالاست. همین یک جمله، "سُرَّ أَخَاکَ یَسُرَّکَ اللهُ ". برادرت را خوشحال کن خدا خوشحالت میکند.